السيد الطباطبائي ( مترجم : سيد محمد ثقفى )

63

گلچينى از معارف تشيع ( فارسى )

تغييرى در او ممكن باشد . ذاتش با بازگشت به حالات تحت تأثير قرار نمىگيرد و تغيير شب و روز تا ابد براى او تفاوتى ندارد . اوست كه منشأ خلقت است بدون نمونه‌گيرى از هيچ الگويى ، يا اندازه‌گيرى براى تقليد از خدايى ديگر كه قبل از او وجود داشته باشد . اوصاف نمىتوانند او را احاطه نمايند ، مبادا كه او را با اوصافى كه آن را به دست آورده‌ايد تعريف نماييد . بدون او ، همه چيز عدم است ( شورى ، آيه 11 ) او برتر از آن است كه با صفات مخلوقات توصيف شود . چشم‌ها از دست‌رسى يا رسيدن به او عاجزند ، شايد او به واسطه اين‌كه به سادگى ديده شود توصيف گردد و يا او در ذات خود در ميان مخلوقاتش شناخته شده باشد كه هيچ كس جز خودش اين معرفت را ندارد . به واسطه علو و برترىاش بر همه چيز ، از اين‌كه در برابر حدس و گمان خيال‌پردازان قرار گيرد به دور است . كُنه عظمتش برتر از آن است كه انديشه ناتوان انديشه‌گران او را احاطه نمايد . او هيچ مشابهى ندارد تا با آنچه را خَلق مىكند شبيه باشد . او براى كسانى كه نسبت به او معرفت دارند فراتر از تشابه و تضاد است . او مِثل و نظيرى ندارد كه مشابه او باشد و پيش آگاهان و خبرگان اهل معرفت از شبيه و ضد خود ، منزه و پاك است . آن‌هايى كه از خدا عدول كرده‌اند و او را نشناخته‌اند دروغگويند ، زيرا خدا را مانند صنف خودشان تشبيه مىكنند و در ذهن و خيال خود ، او را در جايگاه مخلوقات قرار مىدهند و با لباس آن‌ها تزيين‌اش مىنمايند . و او را به اجزا تقسيم مىكنند كه از خيالات و اوهام خود ، نتيجه بگيرند . و با آفريده‌هاى گوناگون كه قواى مختلف دارند ، اندازه‌گيرىاش مىنماييد . « 1 » چگونه اين ممكن است ، كسى كه اندازه و مقدارش در روش‌هاى وهم‌آميز مخلوقين اندازه‌گيرى

--> ( 1 ) . دربارهء ترجمه واژه عقل به معادل‌هاى لاتينى آن است و تفصيلى درباره عقل و قلب كه نياز خواننده غربى راتأمين مىكرد . .